نقد رتوریک سخنرانیهای گروه بیتیاس در سازمان ملل از منظر نقد ایدئولوژیک
صفحه 1-24
مصطفی ملکی، نسرین بیرانوند، حبیب الله علیزاده
چکیده موسیقی پاپ کرهای (K-POP) در دهههای اخیر نه تنها به یک صنعت سرگرمی، بلکه به ابزاری برای قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی تبدیل شده است. گروه بیتیاس (BTS) بهعنوان یکی از شاخصترین گروههای این ژانر، نقشی کلیدی در ترویج ارزشها، هویت فرهنگی و ایدئولوژی دولت کره جنوبی ایفا میکند. گروه بی تی اس به عنوان یکی از مشهورترین گروههای موسیقی در سطح جهان، نه تنها با موسیقی خود، بلکه با پیامهای اجتماعی و انسانی شناخته شده است. با دعوت این گروه به سازمان ملل متحد و سخنرانی در صحن این سازمان به نظر میرسد که آنان در پی اهدافی دیگر فراتر از اهداف فرهنگی اند و ایدئولوژیهایی را دنبال میکنند. این پژوهش کوشیده است تا با تحلیل سخنرانیهای BTS در سازمان ملل در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۱ به روش نقد رتوریک از منظر ایدئولوژیکی به کارکردهای پنهان و ایدئولوژیهای آنها دست یابد. یافتههای تحلیل بیان گر این است که این گروه با کار گروهی و منسجم با فعالیت های فرهنگی به گسترده شدن دامنه نفوذ آن ها در سطح جهان هستند. سران سازمان ملل با استفاده از قدرت فرهنگی آنان در راستای هژمونی فرهنگی برای تسلط بر جامعه جهانی به ویژه جوانان میباشند.
مروری برسیر برخی مطالعات رفتارشناسی بیماران مجرم به (اعتیاد مواد مخدر) با تاکید بر آموزههای روانشناسی جنایی و نورولوژی
صفحه 25-46
سیدمحمدرضا موسوی فرد، پیمان منصوری، کاظم قهرمانلوالستی، حسین نوروزیان
چکیده در جامعه شاهد این شعار هستیم که (معتاد مجرم نیست، بلکه بیمار است) نگاه علمی دقیقاً بر این قضیه صحه میگذارد اما از نگاه حقوق کیفری معتاد بیماری است که همزمان مجرم نیز میباشند، حال اگر این بیماری درمان شود بالتبع تعداد مجرمین و عناوین مجرمانه تولیدی از سوی آنان نیز کاهش خواهد یافت. بر پایه تحقیقات علمی درمان اعتیاد به تنهایی کافی نیست و نیاز به مداخلات اجتماعی و حمایتی همزمان برای پیشگیری از بازگشت به اعتیاد و جرم است. پس همین پیش درآمد میتواند توامان زمینه، ضرورت و اهمیت جستار حاضر را تبیین نماید. در این جستار پژوهشی با رویکردی توصیفی تحلیلی در عین حال تطبیقی (با پایه تجربی) با بهره جستن از روش اسنادی و کتابخانهای در پی فهم درستی از رفتار شناسی و علل بروز و ظهور رویکردهای رفتاری مجرمانه در افراد معتاد به مواد مخدر هستیم که ما را بدین نکته رهنمون میسازد از نظر علوم دقیقه واکنشها قابل شناسایی است. پس به دست آوردن شناخت نسبی از وضعیت حاضر نتایج تحقیقاتی ما را بدین سمت و سو سوق میدهد که اتفاقاً در مطالعات علمی به اثبات رسیده است شناخت فرد محور رفتار فردی معتادان میتواند در ترک اعتیاد آنها مؤثر باشد و در ثانی گسترش مطالعات رفتار شناسی گروهی معتادان میتواند به شناخت آسیبها و گسترش پیشگیریهای محیطی نوعی به سیاست گذاران کمک شایان توجهی نماید.
بررسی اسنادی رابطه بین حقوق شهروندی و سرمایه اجتماعی در ایران
فرشید بهادر، عبدالصمد بهرام زاده، افسانه رخشان
چکیده حقوق شهروندی و سرمایه اجتماعی بهعنوان دو رکن بنیادین توسعه پایدار اجتماعی و سیاسی، رابطهای دوسویه و تقویتکننده با یکدیگر دارند. در ایران، اگرچه قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی چارچوبهای نسبتاً جامعی برای تضمین حقوق شهروندان فراهم آوردهاند، اما شواهد موجود نشان میدهد که تحقق عملی این حقوق با موانع جدی روبهرو بوده است. محدودیت در آزادیهای مدنی و سیاسی، ضعف ضمانتهای اجرایی و ناکارآمدی نهادهای مدنی و رسمی، به کاهش اعتماد عمومی و افت مشارکت اجتماعی و سیاسی منجر شده و در نهایت سرمایه اجتماعی را تضعیف کرده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش اسنادی ـ تحلیلی انجام شده است. دادهها از قوانین و اسناد رسمی، گزارشهای ملی و پیمایشهای اجتماعی، و نیز منابع علمی داخلی و بینالمللی گردآوری و بر اساس شاخصهای حقوق شهروندی (مدنی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) و مؤلفههای سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت، انسجام و شبکههای مدنی) دستهبندی و تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد که عدم تحقق مؤثر حقوق شهروندی رابطه مستقیمی با کاهش سرمایه اجتماعی نهادی و رسمی دارد. در مقابل، سرمایه اجتماعی قوی زمینهساز مطالبهگری، نظارت مدنی و ارتقای کارآمدی نهادی و تحقق بهتر حقوق شهروندی است. این چرخه دوسویه نشان میدهد که تداوم فاصله میان چارچوبهای قانونی و واقعیت اجرایی، شکاف دولت ـ ملت و کاهش انسجام اجتماعی را تشدید خواهد کرد. نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاستها و برنامههای تقویت حقوق شهروندی، ارتقای شفافیت و پاسخگویی نهادی، و حمایت از نهادهای مدنی و آموزش فرهنگ مدنی تأکید دارد تا از طریق احیای سرمایه اجتماعی، مسیر تحقق توسعه پایدار در ایران هموار شود.
تحلیل تطبیقی مفهوم «حق بر شأن اجتماعی» در فقه اسلامی و نظریههای عدالت اجتماعی
حسام سعیدی
چکیده در عصر حاضر که عدالت اجتماعی به یکی از دغدغههای بنیادین جوامع تبدیل شده، بازخوانی مفاهیم حقوقی با رویکردی تطبیقی ضرورتی انکارناپذیر یافته است؛ یکی از این مفاهیم، «حق بر شأن اجتماعی» است که هم در فقه اسلامی و هم در نظریههای مدرن عدالت اجتماعی جایگاه ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی این مفهوم، تلاش دارد تا با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد مقایسهای، به تبیین مبانی، ساختار مفهومی و پیامدهای اجرایی آن در دو منظومه فکری متفاوت بپردازد. در بخش فقه اسلامی، منابع معتبر شیعه و اهلسنت مورد بررسی قرار گرفته و در بخش نظریههای عدالت اجتماعی، آرای اندیشمندانی چون جان رالز، مایکل والزر و رابرت نوزیک تحلیل شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فقه اسلامی با تأکید بر کرامت ذاتی انسان، شأن اجتماعی را حقی الهی، ثابت و غیرقابل سلب میداند که حفظ آن از طریق تکالیف اخلاقی و حقوقی بر عهده فرد و جامعه نهاده شده است؛ در حالیکه نظریههای عدالت اجتماعی، شأن را امری نسبی و برآمده از ساختارهای اجتماعی، توزیع منابع و برابری فرصتها تلقی میکنند و تحقق آن را در گرو نهادهای قانونی و سیاستهای عمومی میدانند. نتیجهگیری پژوهش حاکی از آن است که تلفیق عناصر اخلاقی و الهی فقه اسلامی با سازوکارهای نهادی نظریههای مدرن میتواند زمینهساز تدوین نظام حقوقی جامعتری در جوامع اسلامی باشد که هم به کرامت انسانی وفادار است و هم به عدالت ساختاری توجه دارد.
جستاری توصیفی تحلیلی بر نقش عملکرد پلیس بر راهبرد امنیت اجتماعی در جامعه
کاظم رضا انوار الهی
چکیده امنیت اجتماعی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، نقش بسزایی در ثبات و پیشرفت جامعه ایفا میکند. پلیس به عنوان نهاد اصلی مسئول تأمین امنیت، با عملکرد خود تأثیر مستقیمی بر راهبردهای امنیت اجتماعی دارد. این مقاله به بررسی نقش عملکرد پلیس در تقویت یا تضعیف امنیت اجتماعی میپردازد و راهبردهای مؤثر برای بهبود این عملکرد را تحلیل میکند. در این راستا، ابعاد مختلف عملکرد پلیس شامل پیشگیری از جرم، مقابله با جرائم، آموزش و آگاهی بخشی، و همکاری با نهادهای مدنی مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین، چالشهای پیش روی پلیس در تأمین امنیت اجتماعی، از جمله محدودیت منابع، افزایش جرائم سازمانیافته و نیاز به اعتمادسازی با جامعه، تحلیل شده است. در نهایت، راهکارهایی نظیر استفاده از فناوریهای نوین، افزایش مشارکت مردمی و آموزش مستمر نیروهای پلیس برای بهبود عملکرد این نهاد پیشنهاد میشود. این مقاله با تأکید بر اهمیت نقش پلیس در امنیت اجتماعی، ضرورت توجه به راهبردهای نوین و مشارکتی برای مقابله با چالشهای امنیتی آینده را خاطرنشان میکند.
شناسایی حق دفاع مشروع افتراقی برای زنان معلول بزه دیده خشونت خانگی در پرتو مفهوم سندرم زنان کتک خورده و اختلال پساآسیب
فاطمه نوری رومنان
چکیده زنان معلول بزه دیده خشونت خانگی، از حیث بزه دیده شناسی، وضعیت بغرنجی را تجربه می کنند. آن ها از یک سو، به سبب معلولیت های جسمانی و یا روانی، سیبل های مساعد بزهکاران مصمم برای بزه دیده شدن هستند و از سوی دیگر، همین وضعیت خاص، آن ها را در معرض انواع خشونت خانگی قرار می دهد. نظام های حقوقی به ویژه آن ها که خود را پایبند به رویکردهای مطرح در اسناد و کنوانسیون های بین المللی مربوط به حمایت از معلولان می دانند، تلاش کرده اند در پرتو برخی مفاهیم روانشناسانه به ویژه سندرم زنان کتک خورده و اختلال پساآسیب، حق دفاع مشروع افتراقی برای زنان معلول بزه دیده خشونت خانگی در نظر بگیرد تا این گروه از زنان، در صورت مواجهه با خشونت های خانگی بتوانند از امتیازات دفاع مشروع افتراقی بهره مند شده و ضمن توسل به دفاع مشروع در برابر حمله نامشروع، از خود، رفع مسئولیت کیفری کنند. نظام حقوقی آمریکا و انگلستان، دارای تجربیات ارزنده ای در این باره هستند که در نوشتار حاضر، مورد بررسی قرار گرفته است. با این حال، نظام حقوقی ایران در این زمینه، دچار ضعف فراوان است و توسل زنان معلول بزه دیده خشونت خانگی به دفاع مشروع در حقوق ایران، صرفاً بر اساس احکام و قواعد کلی و عام امکان دارد و هیچ حمایت خاص تقنینی یا قضایی از این زنان در نظام حقوقی ایران صورت نگرفته است.گفتنی است نوع تحقیق حاضر، بنیادی، رویکرد آن، توصیفی- تحلیلی، روش انجام آن، مطالعه کتابخانه ای و ابزار گردآوری اطلاعات در آن نیز فیش برداری است.
